تبلیغات
 هــــزار تـــویــــ دنیــــایــــ مـــــن - افتخار آشنایی با هیولا

افتخار آشنایی با هیولا

بهم میگه : چند سالته؟ قبلا کامنت گذاشتم جوابم رو ندادی

میگم:از یه خانم سن نمی پرسن

میگه:خانم؟؟ ولی تو که پسری

خیلی برام جالب اومد ،چرا وقتی به اسم دختر مطلب مینویسم میگه پسری

دلیلش رو جویا میشم ولی به جای جواب میگه :خب اهل کجایی ،از خودت بگو

صراحتا میگم :وقتی شناختی از شما ندارم ،دلیلی نداره  بهتون اطلاعات بدم

بازم حس مزخرف دلسوزی میاد سروقتم و اسم استانم رو کامنت میکنم

اسم استانش رو مینویسه و دهه تولدش

مینویسم که میدونستم اینا و نیازی به اطلاعات جدید ندارم

هر چی من سخت و جدی حرف میزنم اون پرروتر میشه

نمی خوام با جواب ندادن فک کنه ترسیدم

برای به حرف درآوردنم میگه 40 ساله میای؟

میگمش شما جای نوه من ،همین روزا 80ساله میشم

اصرار داره کامنت خصوصی برام بذاره........

و برام جالبه که اجازه میگیره

ولی من بعد دو تا داداش مجازیم ،دیگه به خودم اجازه نمیدم کسی از فیلترم رد بشه

و بعید میدونم کسی رد بشه

چون همه در قیاس با اونا چندین و چند فاکتور کم دارن

براش مینویسم:شما دهه شصتی ،چکار به پیرزن آخه ؟ مانع کامنتتوون نمیشم ولی منتظر پاسخ نباشید

و جواب میده هر وقت آپ کردی خبر بده

و خوب میدونم خبرش نمیدم

چون نمیخوام فک کنه من بهش افتخار آشنایی دادم

چیزی که بقول خودش گفتنی ماه هاست منتظرشه

افتخار آشنایی

افتخار

خیلی مسخره اومد به چشمم تناسب این دو کلمه در کنار هم

کلمات رو زورق پیچ میکینیم و به خورد مخاطب میدیم در مقابل یکسری انتظارات

و چقد خوبه ساده بود و ساده حرف زد

شاید اگر ساده تر حرف میزد

اگه تملق تو رو تو حرفهاش حس نمیکردم ، انقد به چشمش هیولا نمیشدم

آی ام هیولا



تاریخ : جمعه 21 خرداد 1395 | 06:30 ب.ظ | نویسنده : دختری از تبار باد | نظرات

  • paper | سی پی | هیت شا