تبلیغات
 هــــزار تـــویــــ دنیــــایــــ مـــــن - تولدم پیشاپیش مبارک

تولدم پیشاپیش مبارک

صدام میزنه ،برمیگردم سمتش :جانم

در حال بازکردن یه خودنویس و در همون حال توضیحاتی بهم میده ،راجب نحوه پمپش و جوهر و...

میخوام برگردم به کارم برسم که دوباره صدام میزنه : تولدت مبارک

می خندم : حالا کو تا تولد

خودنویس رو میگیره سمتم :نتونستم تا اون روز صبر کنم

هاج و واج میمونم ،چند قدم به عقب میرم : نمی تونم قبولش کنم

_هر نویسنده ای باید یه خودنویس داشته باشه

+ ولی نه هر خودنویسی ، جدا از قیمتش میدونم چقدر برات با ارزشِ

خودنویس رو میذاره روی میز کامپیوتر : مگه میخوام به غریبه بدم که به قیمتش فک کنم

خودنویس رو تو دستم میچرخونم ، روکش طلای سفیدش کمی کدر شده که با پوسته فلزی سورمه ای رنگش هارمونی خاصی گرفته بود ، یه متن رو کف دستم می نویسم هدیه ارزشمندیِ وقتی به یاد بیاری صاحبش که برای اولین بار به دستش گرفتش چقدر هیجان داشت ، به یاد میارم و عذاب وجدان چنگ میندازه به جونم

+ پس خودنویس اوباما رو کی میخری؟

_از اونجایی که هیچوقت به جایگاه اوباما نمیرسم ، پس چهار و نیم هزینه نمیکنم برای یه خودنویس

خودنویس رو می گیرم سمتش : جدا نمی تونم قبولش کنم ،قرار بود وقتی اون رو خریدی بدیش به من

مامانم معترض شد : دست داداشت رو رد نکن

+ولی مامان..

چند ساعتی از مالکیت من میگذره ، خودنویس رو کنار وسایلی میذارم که برام یه دنیا ارزش دارن و قسم میخورم روزی روی کاغذ میکشمش که صفحه اول کتابم رو خط خطی کنه ، روزیکه به معنای واقعی کلمه نویسنده باشم....


               نتیجه تصویری برای خودنویس پارکر



تاریخ : پنجشنبه 4 شهریور 1395 | 02:35 ب.ظ | نویسنده : دختری از تبار باد | نظرات

  • paper | سی پی | هیت شا